تبليغاتX
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
I FOUND MY FOIBLE!!!!!!!!!
سلام

الان دانشگاه هستم

نه بابا چه خبره کمیته انضباطی چییییییییییییییییییییهمگه چی کار کردم که برم کمیته

تازه قرار شد اول برم برنامه نود پیش فردوسی پور بعد برم کمیته انضباطی

 

حالم خوبه به جز یه سرماخوردگی کم ولی کلاس و امتحان زیاد دارم همش از این کلاس به اون کلاسم میام خونه خودمو بکشم تمرین های فردامو حل کنم

زود میخوابم ۹ یا ۹:۳۰دیگه خوابم شدم مرغ

 در ضمن من پارتی ندارم خودم بچه زرنگی هستم چند روز پیش هم رفته بودیم توی اتاق حراست کل

 

من برم کلاس دارم بعدن میام

راستی شرمنده شما هم شدم واقعا شرمنده

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:56  توسط علی   | 

سلام

احوال شما؟

اولا که تولد شماها مبارک پنجم و ششم

خوب در مورد حس کنجکاوی یا فضولیتون باید بگم که اول در مورد حال الانم بگم که بسیار خسته میباشم

اما سر کلاس درس اساتید محترم بسیار تیکه انداختم در این چند وقت اخیرو یکی دوبار بسیار

شانس آوردم که ننداختنم بیرون

خلاصه مثلا همین جمعه ای که گذشت سر کلاس هیدرولیک و پنوماتیک استاد داشت درس می داد

بعد پرسید این چیه؟ منم گفتم یه کمر باریکه( آخه از بس این بچه ها این آهنگ جدیده حسین تهی رو میخوندن که افتاد سر زبونم هر چند من گوشش ندادم چون ازش بدم میاد)

کلاس ترکید...سر همین کلاس داشتم با دوستم در مورد بازی جدید PES2010 حرف میزدیم که گفت تیم فنرباغچه رو ۵تا گل زده بعد من حواسم نبود سر کلاسیم یه دفعه بلند گفتم آخه فنرباغچه هم شد تیم کریم از تو بعیده بعد دیدم کلاس ساکت شد و ارسلان با پاش زد بهم و خندید برگشتم دیدم استاد داره نگام میکنه یه لبخند هم زده بعد گفت تو حالت خوبه؟گفتم چرا؟گفت زیادی داری میری تو خاکی

منم پررو گفتم خودت جلسه اول گفتی پایه باشین گفت یکم درس گوش بده

این از جمعه

شنبه : اه اه اه یه استاد فیزیک مزخرفی داریم ۴۵دقیقه دیر اومد بعد تو همون فاصله یکی از بچه با کت و شلوار اومد تو کلاس یکدفعه گفتم kel بعد با ارسلان kelزدیم بقیه هم دست میزدنساکت شده بودیم

که به بچه ها گفتم وقتی استاد اومد kel بزنیم بگیم ماشالله به عروس وای این کار رو کردیم استاد لج کرد

گفت کار کی بود کسی صداش در نیومدهرچی گفت هیچکی صداش در نیومد من داشتم از خنده میترکیدم ولی جلو خودمو گرفته بودم بقیه هم همینطور بعد بی خیال شد و درس رو شروع کرد

اینقدر هولش کردیک که آخرش یه سوتی داد موقع تمرین دادن...نوشت الف ب ج بحای د نوشت ۴

عکس هم گرفتیم اینقدر عکس نذاشتم که نمیدونم توی کدوم سایت آپلود میکردیم البته تینی پیک بود که فیلتر شده به لطف زحمات شبانه روزی مخابرات و فیلترینگ جمهوری اسلامی ایران!

فعلا کافیه که بدونید ما چه بچه های مضلومی هستیم البته اینا فقط مال دوتا کلاس بیشتر نبود

لازم به ذکر است که ما کار بدی انجام نمیدهیم و فقط واسه این که سنگینی درس بهمون فشار نیاره یکم خل بازی در میاریم

نکته قابل عرض دیگر اینکه بعضی وقت اساسی دپرس میشیم و به هیچ عنوان شوخ نیستیموحتی

وقتی ارسلان از.....از مرگ پدر بزرگش گفت یا یه حرفی زد که اشک تو چشمهای دوتامون جمع شده بود

یاد یه چیزایی افتادیم که ..........بیخیال فضا غمناک شد

--------------------------------------------------------------------

اتفاق بد : پنج شنبه هفته پیش ۳۰/۷/۸۸ اینقدر خسته بودم که ظهر که کلاسم تموم شد به عباس گفتم من نمیمونم واسه کلاس عصر حالم خوب نیست با ارسلان تا دم در رفتیم ارسلان با تاکسی رفت و من با دوچرخه که بریم خونه هامون......تا رسیدم دم در میخواستم در رو باز کنم ارسلان زنگ زد تند تند حرف میزد صداش میلرزید گفت علی تصادف کردمخشکم زد گفتم کجا با چیگفت با یه پیکان که اون آتیش گرفت....گفت کله ام داره میترکه گفتم وایسا الان میام بریم بیمارستان گفت نه میرم خونه داداشم آخه نزدیک بود گفتم پس برو بیمارستان بهت زنگ میزنم دوباره برگشتم دانشگاه....زانوهام سست شده بود بچه ها گفتن واسه چی برگشتی گفتم هیچ کار دارم به عباس که تنها شدیم گفتم...گفت  علی چی میگی گفتم جدی میگم هر ۵دقیقه یه بار بهش زنگ میزدم میگفتم برو از سرت یه عکس بگیر میگفت باشه گفتم نرفتی میاما گفت باشه آخرش نرفتتا دیروز که اینقدر درد گرفته بود که رفته بود سیتی اسکن و رادیولوژی

 

خبر خوب : خبر خیلی خوبیه که نمیگم

 

شاد باشید و موفق اینم ساده نوشتم

 

I've never gone with the wind
Just let it flow
Let it take me where it wants to go
Til' you opened the door
And there's so much more
I'd never seen it before
I was tryin' to fly but I couldn't find wings
But you came along and changed everything

You lift my feet off the ground
You spin me around
You make me crazier crazier
Feels like I'm falling and I
I'm lost in your eyes
You make me Crazier Crazier Crazier

I watched from a distance as you
Made life your own
Every sky was your own kind of blue
And I wanted to know how that would feel
And you made it so real
You showed me something that I couldn't see
You opened my eyes and you made me believe

You lift my my feet off the ground
You spin me around
You make me crazier crazier
Feels like I'm falling and I
I'm lost in your eyes
You make me crazier crazier crazier

Ohhhh

Baby you showed me what livin' is for
I don't wanna hide anymore
Oh Ohh

You lift my feet off the ground
You take me away
You make me crazier crazier
Feels like I'm falling and I
I'm lost in your eyes
You make me crazier crazier crazier
Crazier Crazier

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 0:55  توسط علی   | 

سلام

 

احوال شما؟!

 

طبق بیانات حکیمانه و فصل الخطاب بودن فرمایشات شما !!! ساده مینویسم

 

اگه بخوام ساده بنویسم باید از کارهایی که میکنم بنویسم دیگه!

خوب هر روز کلاس دارم به جزء چهارشنبه حتی جمعه ها هم کلاس دارم

استادمون خوبن و باحال به جزء دوتا عوضی که بلاخره هر ترم گیر میاد

خلاصه اینکه این ترم که شروع شد بچه ها گفتن مثل آدم رفتار کنیم و شیطونی نکنیم بعد دیدیم نمیشه

اینقدر تو این چند وقت که هنوز یه ماه هم نشده بچه ها شیطونی کردن که واسه سومین بار به فنی مهندسی و گروه برق اخطار دادن که نظم رو رعایت کنیماز اونجایی که ما بچه های حرف گوش کنی هستیم گوش دادیم

و کارمون به کول کردن بچه ها داخل فنی رسیده

خلاصه اینکه واسه خودمون حکومت میکنیم

 

فکر کنم واسه شروع بد نباشه و نکته های آموزشی بسیاری داره

 

و اینکه روزتون مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 8:30  توسط علی   | 

 

 

                     ای روزگار !

 

 چشم

 

ولی با روزگار من کاری ندارم که

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 17:33  توسط علی   | 

You like to think that you'll be the only one who understands me with it
And you tell everyone that I can't live without you even for one day
But who gave you the right to talk about the way I feel so deep inside
Now I realize you were never mine, you were never right
Baby you will find
I will survive
I'm gonna make it through
Just give me time
I will get over you
I will survive
No matter what you do
Just need to see I will get over you
Cause baby we'll survive
Cause baby we'll survive

What makes you think that I don't see the way you made a fool of me
To laugh behind my back ??
Now I realize you were never mine, we were never right
Baby you will find
I will survive
I'm gonna make it through
Just give me time
I will get over you
I will survive
No matter what you do
Just need to see I will get over you
Cause baby we'll survive

I will survive
I'm gonna make it through
I will survive
I will get over you
Cause baby we'll survive
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:11  توسط علی   | 

 

  I KNOW WHAT THE HELL ARE U DOING

STOP THIS BULLSHIT GAME

 

i konw what happen in this hell

 

bullshit mind

do not say cock and bull story to me

everything is bullshit u are bullshit me bullshit

 

 
u ανόητος
 
 
Έδαφος
 
 
Πενιχρές
 
 
 
 
Ich hasse dich
 
 
 
 
χρήμα δεν είναι το παν να αγοράσω
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 18:22  توسط علی   | 

سلام

خوبی؟چه خبر؟ چه کار میکنی؟دانشگاه میری؟

نه واسه چی باید فراموشت کنم؟هنوز یادمی.داداش امیدت خوبه؟مامان و بابات؟علی خوبه؟

هنوز شروع نکردی یه شهر بسازی من بیام برقکشیش رو انجام بدم؟!(یادته میگفتی میخوای شهر بسازی!)

ممنون که میای و اومدی و نوشتی خیلی خوشحالم کردی خیلی

دوستای خوبی داشتم اینجا و هنوز هم دارم و به یاد همشون هستم

مریم٬مانیا٬محمد٬تو(آرزو)٬زهرا(اصفهانی)٬مهدیه(که خارج بود)٬نی نی کوچولو٬امید٬علی٬گراندمستر دزفولی٬

زهرا(کرمانشاهی)٬نگار(که خدا رحمتش کنه)٬رضا٬ارسلان٬هانیه٬فاطمه و ببخشه هرکی اسمش یادم رفت که بگم

همتون هنوز یادمید هنوز هر وقت دلم واستون تنگ میشه میرم نظرای قبلی رو میخونم و کلی عشق میکنم با یادتون...اینجا رو با تمام خوبی ها و بدی هاش بی نهایت دوست دارم چون همه چی منو تحمل میکنه و شده یه جا که روزمرگی ها و گاهی اعصاب خوردکنی هامو بهش بنویسم و هیچی نگه

هرچند که دیگه نیستید و رفتید دنبال زندگیتون(شاید مزاحمتون بودم)

ولی من تا وقتی زنده هستم و اینترنت و بلاگفا وجود داره اینجا رو نگه میدارم

به هر حال از یاد رفتنی نیستید

------------------------------------------------------------------------

آره حرفمون شده

نا امید نیستم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:44  توسط علی   | 

 

گفتم نمینویسم تا خیلی دیر ولی نوشتم چه زود!

 

 نزدیکتر از همیشه ولی دورتر از همیشه!

 

 نمیدونم تو کجایی! ولی میدونم

 گفتن نرو یه ۴روز دیگه بمون!موندم!  نمایشگاه قرآن ولی چه خلوت !

 هیچی وقتی نیستی...وقتی نیستید من باشم که از بی خبری عصبی بشم؟!

 هستم با اینکه نیستی و نیستید! ولی نیستی و نیستید!

 حالم از صدای اون زن که میگه دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد بهم میخوره! ببینمش خفش میکنم!

    خودتون کجاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید؟

   لج جواب لج؟!   التماس ندارم! تحقیر و خوردشدن نداریم! تمام کردیم !

   خوب باشید خوبم! بد باشید بدم! بی محلی جواب بی محلی! وقتی بی محلی میبینم میگم نیخواید باشم پس نمیام!

  دیگه واسه نظرات هم تاءییده نداریم همه آزادن هرچی میخوان بگن حتی فحش! و همه ببینن!پاک هم نمیشه!

 خداحافظ همین حالا !

  نوشتم>> ولی اینبار بدون نقطه چین !

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 9:30  توسط علی   |