تبليغاتX
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
I FOUND MY FOIBLE!!!!!!!!!
 

سلام

 

      به دلیل پاره ای از مشکلات و مشغول بودن شدید ذهن یکم نیستم (با کلاس نوشتم؟)

 

   

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 12:51  توسط علی   | 

Another head hangs lowly

Child is slowly taken


And the violence causes silence


Who are we mistaken?

But you see, it’s not me

It’s not my family

In your head, in your head

They are fightin’!


With their tanks, and their bombs


And their bombs, and their guns


In your head, in your head


They are cryin!

In your head! In your head!


Zombie! Zombie! Zombie,hey,hey,hey!


What’s in your head, in your head?


Zombie! Zombie! Zombie hey,hey,hey,oh dou, dou, dou,dou dou...



Another mother’s breaking


Heart is taken over.


When the violence causes silence


We must be mistaken.


It’s the same old theme


Since 1916!


In your head, in your head


They’re still fightin’!


With their tanks, and their bombs

And their bombs, and their guns

In your head, in your head!


They are dyin’!


In your head! In your head!


Zombie! Zombie! Zombie,hey, hey,hey


What’s in your head, in your head?


Zombie! Zombie! Zombie hey, hey, hey, hey,oh, oh, oh, oh,oh, oh, oh, hey, oh, ya, ya-a!

 

خداحافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 19:31  توسط علی  

 

 

I Hate This Part

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 23:6  توسط علی   | 

سلام

ماه محرم و شهادت امام حسین (ع) و یارانش تسلیت

یکم خوبم !

شما خوبید؟

دوتا امتحان عملی رو دادم با موفقیت!

باید بشینم بخونم واسه بقیهء امتحانات

به قول ..... اوضاع جالب نیست و روزگار داره بر ما مسلط میشهکلا خوب نیست فعلا

چرا تلگرافی مینویسم ؟ خوب همینطوری واسه تنوع

باید یه فکر اساسی کنم واقعا اوضاع گنده

کشته شدن یکی از بچه های دانشگاه به اون وضع وقتی یادش میوفتم که چطوری کشتنش و توی اون لحظه چه حالی داشته  وقتی با دست و پای بسته زنده انداختنش توی رورخونه و یه وزنه هم وصل کرده بودن به پاش که بالا نیاد......یه طوری میشم

چی بگم اوضاع اینجوریاست دیگه !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 0:58  توسط علی   | 

خوب شدم !!!!!!!! 

حوصله نوشتن نیست ولی بیخیال ولیش

 

Human beings are members of a whole, in creation of one essence and soul

if one member is afflicated with pain.....konw the continue this

واقعا حوصله و حال نوشتن نیست حالا بعدن شاید نوشتم اگه زنده بودم

 

Another head hangs lowly
Child is slowly taken
And the violence cause of silence
Who are we mistaken?

But you see, it's not me, it's not my family
In your head, in your head they are fighting
With their tanks and their bombs
And their bombs and their guns
In your head, in your head, they are crying

In your head, in your head
Zombie, zombie, zombie
Hey, hey, hey
What's in your head, in your head
Zombie, zombie, zombie?
Hey, hey, hey, hey
Oh, do, do, dou, do, do, dou, do, do
Dou, do, do, dou, dou, do, do, dou

Another mother's breakin'
Heart is taking over
When the violence 'causes silence
We must be mistaken

It's the same old theme since 1916
In your head, in your head they're still fighting
With their tanks and their bombs
And their bombs and their guns
In your head, in your head they are dying

In your head, in your head
Zombie, zombie, zombie
Hey, hey, hey
What's in your head, in your head
Zombie, zombie, zombie?
Hey, hey, hey, hey
Oh, oh, oh oh, oh, oh, oh, hey, oh, yaa, yaa

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 20:18  توسط علی   | 

 

سلام

 

خوبید؟خوبم

 

عیدا مبارک

یکم که نه میخوام درس بخونمدر این تعطیلات به جای یللی و تللی !!!!!!!!

هرچند که هنوز در تعجبم از بعضی چیزا

به قول معروف بی خیال ! 容忍我

خلاصه خوش بگذره به همتون بی ما !

 

یا علی

 

Σε περίπτωση που είστε τώρα
Όταν χρειάζεστε την πιο
Γιατί δεν παίρνεις το χέρι μου
Θέλω να είναι κοντά

Βοήθησέ με, όταν είμαι κάτω
Ασανσέρ μου επάνω από το έδαφος
Teach me σωστό από το λάθος
Βοήθησέ με να παραμείνουν ισχυρά

Πάρτε το χέρι μου και με τα πόδια μου

Σας χρειάζομαι για να ελευθερώσετε και μένα ναι

Σε περίπτωση που είστε τώρα
Όταν τίποτα δεν θα είναι σωστό
Σε περίπτωση που είστε τώρα
Δεν μπορώ να δω το φως

Πού noooow,
Όταν σας χρειάζομαι το πιο;

Γιατί δεν παίρνεις το χέρι μου;
Θέλω να είναι κοντά.
Πάρτε το χέρι μου και με τα πόδια μου, yeahh.

Πού noooooww,
Όταν δεν συμβαίνει έτσι;
Πού nooooww;
Δεν μπορώ να δω το φως.

Πάρτε λοιπόν το χέρι μου και με τα πόδια μου.
Δείξε μου τι να είναι, ναι
Σας χρειάζομαι για να ελευθερώσετε και μένα, yeahh.

Πού είσαι τώρα;
Τώρα που είμαι μισο-καλλιεργούνται.
Γιατί είμαστε πολύ πέρα;
Νιώθω μόνος.

Πού noooow;
Όταν δεν συμβαίνει δεξιά.
Πού είσαι τώρα;
Δεν μπορώ να δω το φως ...

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 14:30  توسط علی   | 

 

 سلام

خوبید؟ خوبم شکر

حرف واسه نوشتن دارم اما نمبشه اینجا گفت اونم توی این اوضاع میخوام تیکه تیکه از بعضی شعرها بنویسم با اجازه !

 

 

(حامی ـ هم قدم)

نفس نفس هم نفسها به همدیگه نفس بدین     فردای روشن مال ماست کافیه دست به دست بدیم

قدم قدم هم قدم ها پشت و پناه هم باشید         جاده به مقصد میرسه کافیه هم قدم باشیم

وقتی دلها یکی باشن سوز زمستونم باشه         گرمی به جونمون میده مقصدمون یکی باشه

خارای این بیابونم راه رو نشونم میده                 نفس نفس هم نفسها به همدیگه نفس بدین

فردای روشن مال ماست کافی دست به دست بدیم!

 

 

فرامز اصلانی-صدایم کن)

صدایم کن صدایم کن صدای تو ترانه ست      نفسهای تو در گوشم کلامی عاشقانست

اگر از بودن و ماندن بدون عشق دلگیرم        صدایم کن به آوازی که من بی عشق میمیرم

اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هوشیار      صدایم کن در آغوشت نگاهم دار

کویرم من اگر گلزار اگر هیچم اگر بسیار         صدایم کن در آغوشت نگاهم دار

صدایم کن صدایم کن صدای تو ترانه ست      نفسهای تو در گوشم کلامی عاشقانه ست

 

 

 

 Listen up down !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 13:54  توسط علی   | 

سلام

الان دانشگاه هستم

نه بابا چه خبره کمیته انضباطی چییییییییییییییییییییهمگه چی کار کردم که برم کمیته

تازه قرار شد اول برم برنامه نود پیش فردوسی پور بعد برم کمیته انضباطی

 

حالم خوبه به جز یه سرماخوردگی کم ولی کلاس و امتحان زیاد دارم همش از این کلاس به اون کلاسم میام خونه خودمو بکشم تمرین های فردامو حل کنم

زود میخوابم ۹ یا ۹:۳۰دیگه خوابم شدم مرغ

 در ضمن من پارتی ندارم خودم بچه زرنگی هستم چند روز پیش هم رفته بودیم توی اتاق حراست کل

 

من برم کلاس دارم بعدن میام

راستی شرمنده شما هم شدم واقعا شرمنده

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:56  توسط علی   |